جزوه کاربردی فلسفه علم به زبان ساده

تومان 39.000

بخشی از این جزوه را نگاه کنید: جزوه فلسفه علم

دسته:

توضیحات

  • به طور خیلی خلاصه و در یک جمله می‌­توان در تعریف فلسفه علم گفت که فلسفه علم، مطالعه روش­‌های علوم است. یا روش‌­شناسی علم. یا منطق علم (و نه علم منطق). فلسفه علم به عنوان مطالعه فلسفی مفروضات، مبانی، ماهیت و پیامدهای علم تعریف می­‌شود. در فلسفه علم مفاهیم اصلی مشترک علم تجربی بررسی و روشن می‌­شوند. مفاهیمی مانند تبیین (explanation)، تأیید (confirmation)، پیش‌بینی (prediction)، نظام‌مندی (systematization)… و ارتباط همه این مفاهیم با ساختار نظریه علمی نیز مورد بررسی قرار می‌گیرند. تاریخ و فلسفه علم، رشته‌­ای است که به خود نظام علم می‌پردازد. ساختار علم، اجزاء، تکنیک‌­ها، مفروضات، محدودیت‌­ها و … را بررسی می­‌کند. تاریخ و فلسفه علم یک رشته دانشگاهی است که فلسفه علم و تاریخ علم را در بر می­‌گیرد.

این جزوه که در حدود 17 صفحه تنظیم شده است خلاصه کاربردی کتاب‌­های «فلسفه علم در قرن بیستم نوشته دانالد گلیس ترجمه دکتر حسین میانداری» و چند کتاب دیگر همچون «مقدمه‌ای بر فلسفه علم (مبانی فلسفی فيزيک) رودلف كارناپ» است که حاصل نکته‌­برداری­ها و خلاصه‌­های نویسنده است. با خواندن این جزوه یک شَما و تصویر بسیار کلی از فلسفه علم به دست می‌­آید و فرد را برای ورود به مباحث تخصصی‌­تر و کامل­‌تر فلسفه علم آماده می­‌کند. برای دسترسی به این جزوه از طریق آدرس وب سایت رسمی حمیدخسروانی https://hamidkhosravani.ir/ اقدام کنید.

فهرست

مقدمه

فصل اول

فلسفه علم چیست؟

توضیح ترکیبات این اصطلاح

فلسفه چیست؟

علم چیست؟

فلسفه علم چیست؟

دلیل نیاز به فلسفه علم

فصل دوم

علم و شبه علم

شبه علم

وجوه تمایز علم از شبه علم

فصل سوم

روش علم

استقراء 

مسئله: آیا علم بر پایه ی استقراء است؟

پاسخ دانشمندان به هیوم

نقد دیدگاه استقراء در مقام توجیه

فصل چهارم

روش ابطال­گرایی

مقدمه

عناصر ابطال­‌گرایی

نقدها بر ابطال‌­گرایی

فصل پنجم

روش انقلاب‌­های علمی توماس کوهن

مقدمه

ساختار انقلاب‌­های علمی

مراحل تغییر نظریه­های علمی در تاریخ علم

قیاس‌­ناپذیری پارادایم‌­ها

میراث توماس کوهن

 بخشی از فصل اول

فلسفه چیست؟

پاسخ به این سوال خود بحثی فلسفی است. قبل از فهمیدن شنا باید در آب افتاد یعنی شنا را با شنا فهمید؛ پس فلسفه را باید با فلسفه ورزیدن و درگیر شدن با آن فهمید. به ازای هر پاسخی به این سوال یک مکتب فلسفی وجود دارد. تعریف یونانی فلسفه همان تعریف معروف «وجود به ما هو وجود» است که مشترکات متافیزیکی موجودات را بررسی می­‌کند. این تعربف برای فلسفه علم زیاد کارآمد نیست. زیرا بیشتر تعریف مابعدطبیعی است. فلسفه موضوع واحدی ندارد. حتی روش واحدی هم ندارد.

تعریف موقتی: پرسش­‌هایی که انسان با آن روبرو است بطور کلی به دو دسته تقسیم می‌­شوند:

پرسش‌­های بسته: مثلا آیا در کرات دیگر حیات وجود دارد؟ ویژگی اینگونه سوال‌ها این است که فعلا نمی‌دانیم پاسخ را اما روش‌ها برای رسیدن به پاسخ مورد اجماع است.

پرسش­‌های باز: اصلا خود حیات چیست؟ بین فیلسوفان زیست­‌شناسی اختلاف وجود دارد. یا آیا عدد در جهان خارج از ذهن وجود دارد؟ بین فیلسوفان ریاضی اختلاف وجود دارد. از کجا شروع کنیم؟ با چه روشی شروع کنیم؟ چه فرضیاتی را قبول کنیم؟ اختلاف وجود دارد.

حالا پرسش باز تعریف فلسفه است. حتی تعریف وجود نیز پرسش باز پیرامون فلسفه متافیزیک است که نمی‌­دانیم برای جواب از کجا آغاز کنیم؟ فلسفه رشته‌­ای با سوالات چندین هزارساله و پاسخ­‌های متناسب با مکتب فلسفی فیلسوف و سایر اطلاعاتی که ما از جهان به دست آورده‌­ایم. مثلا آیا اراده آزاد «اختیار» وجود دارد؟

علم چیست؟

باز این یک پرسش باز فلسفی است. یکی از پرسش‌­های فلسفه علم است که علم چیست؟ اختلاف در تعریف آن وجود دارد.

تعریف موقتی: نهادی اجتماعی است که در پی کشف حقیقت درباره جهان خارج یا ساخت نظریه‌­هایی به لحاظ تجربی و عملی و کارامد است.

صنف عالمان دانشگاهی در پی دو هدف هستند:

  1. پرده‌­برداری از اسرار جهان
  2. ساختن نظریه‌­هایی که از نظر تجربی و پیش بینی رویدادها به لحاظ ساخت ابزار کارامد باشد.

نکته: فیلسوفان علم بر سر اینکه هدف علم کشف حقیقت است یا تولید نظریه­‌های کارامد اختلاف نظر دارند. طرفداران مورد اول را رئالیست­ می‌­گویند و مورد دوم را ابزارگرا می­‌گویند.

فلسفه علم چیست؟

کندوکاو فلسفی درباره مبانی و نتایج علوم تجربی.

تعریف به مثال: یکی از اصلی‌­ترین سوالات فلسفه علم این است که ماهیت علم تجربی چیست؟ سه پاسخ به طور کلی وجود دارد:

  1. پاسخ تجربه‌­گراها: تنها و تنها مفاهیمی جواز به کارگیری در علم را دارند که مستقیم یا غیر مستقیم با تجربه در ارتباط باشند. (ماجرای جان اسنو و شیوع وبا در قرن نوزدهم که فرض گرفت میکروب‌­های آب در لندن باعث بیماری شد و این تایید تجربی نیز شد).
  2. عقل­‌گراها: موفقیت علم در گرو استفاده از اصول بدیهی و به کار بستن آن‌هاست. تجربه تنها منبع نیست. امری متغیر و وابسته به فرد است. در حالی که معرفت‌، مستقل از فرد، زمان و مکان است و ضرورت منطقی دارد. مثل علوم ریاضی و عقلی. مدافعان آن دکارت و فیزیک عقلی است. اما علومی داریم که ریاضیاتی نیستند مثل زیست‌­شناسی که برای توضیح گونه­‌های انواع زیستی مدل تجربی ارائه می‌­دهند و مثل هندسه اقلیدوسی اصول موضوعه ندارد که هرچقدر بالا می‌­رود نتایج علمی از قواعد منطقی استنتاج شوند.
  3. جمع‌­گراها: ملاک علمی بون توافق و اجماع جامعه علمی است. نقد: ما به دنبال دلیل توافق می­‌گردیم نه خود توافق.